دفتر وکالت سید نورالدین نورالدینی

Home Sitemap Contact Us




   يكشنبه, ۲۴ آذر ۱۳۹۸ ساعت:
 
 سرقفلي و حق كسب چيست؟ (از دیدگاه دكتر سيد مهدي موسوي شهري)       ماده 529 آیین دارسی مدنی       لایحه حمایت از خانواده       رای وحدت رویه شماره 727 هیات عمومی دیوان عالی کشور       رای وحدت رویه شماره 726 هیات عمومی دیوان عالی کشور       بررسی قابلیت تجدیدنظرخواهی ازقراررد درخواست اعاده دادرسی       نظریه های رییس مجلس شورای اسلامی موضوع صدر ماده واحده و تبصره(4)الحاقی به قانون اساسی       اعساروتعارض مواد 2و18       خواسته وبهای آن       مساله ای به نام حقوق بشر       متن اصلاحی ماده 14 نظامنامه دفتر ازدواج و طلاق       کدام دادخواست را به کدام دادگاه ببریم       نحوه تقویم خواسته       لایحه آیین دادرسی دیوان عدالت اداری       خسارت معنوی و تقویم آن به پول      

جعل کپی مدارک

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
(0 votes, میانگین 0 از 5)

جعل کپی مدارک

راي شماره : 6239-27/12/1342راي هيات عمومي ديوان عالي كشوربرحكم فرجامخواسته درمورد محكوميت حبيب اله كارمنداداره آماربه اتهام جعل رونوشت شناسنامه بنام موسي الرضاو محكوميت غلامرضابه اتهام معاونAت درهمان جعل و محكوميت موسي الرضا به اتهام استفاده از همان رونوشت مجعول .اين اشكال قانوني وارد است كه ماده 102 قانون مجازات عمومي ناظربه مورد كساني است كه دراسناد ونوشتجات وسجلات دفاتروغير آنهااز نوشتجات واوراق رسمي تزويركنندودرموضوع موردبحث درپرونده (گواهي رونوشت شناسنامه بااصل بدون آنكه چنين اصلي وجودداشته باشد)در دفاترواسنادسجلي جعل و تزويري بعمل نيامده و دفاترواسنادمزبوربه صحت اعتبارخودباقي است لذا عمل حبيب الله كارمنداداره آماركه به تقاضاي غلامرضابه تهيه وگواهي رونوشت شناسنامه اي بدون اصل ويااگراصلي داشته با رونوشت مطابقت نمي كرده مبادرت نموده است صرفاازتصديق نامه هاي خلاف واقعي محسوب است كه درمبحث دوم قانون مجازات عمومي درجعل وتزويرضمن ماده 112 قانون به آن اشاره شده است .بنا به مراتب مزبورتطبيق عمل حبيب اله به ماده 102 قانون مجازات عمومي وعمل موسي الرضابه ماده 105آن قانون صحيح نبوده به موجب ماده 430قانون آئين دادرسي كيفري نقض ورسيدگي مجدد به شعبه ديگردادگاه جنائي استان مركزارجاع مي شود.*

سابقه *

تصديق خلاف واقع تهيه وگواهي رونوشت شناسنامه بدون اصل وامادرموردمحكوميت غلامرضاچون مشاراليه پدرموسي الرضابوده و بطوري كه دادگاه جنائي درحكم فرجامخواسته تصريح كرده داعي وباعث غلامرضا به ارتكاب عمل تهيه رونوشت بي اصل اين بوده كه سن فرزندش راكه به اتهام ايرادجرح منتهي به فوت تحت تعقيب جزائي بوده پايين آورده اوراصغير معرفي تابدين وسيله وي راازمجازات شديدخلاص نمايدكه طبق مدلول ماده 124 قانون مجازات عمومي چنين شخصي ازمجازات معاف است .عليهذاطبق شق ماده 458قانون آئين دادرسي كيفري حكم فرجامخواسته درباره وي نقض بلاارجاع و معافيت مشاراليه ازمجازات اعلام مي گردد.موسي الرضابه اتهام ايرادجرح عمدي منتهي به فوت غلامحسين درتاريخ 16/8/34وارتكاب به عمل منافي عفت علني وحمل چاقووقاچاق وحمل سلاح گرم بدون داشتن پروانه وورودبه مسكن ومنزل غيروشركت درنزاع واستفاده ازسند مجعول (رونوشت شناسنامه )وحبيب اله به اتهام جعل رونوشت شناسنامه و حاج غلامرضابه اتهام معاونت درجعل شناسنامه باحبيب الله موردتعقيب دادسراي شهرستان قوچان واقع وباتقديم دوفقره كيفرخواست به دادگاه جنائي استان نهم تقاضاي كيفردرباره متهمين به استنادماده 171و175و210و266 قانون مجازات عمومي ناظربه ماده 170قانون مزبوروماده اول لايحه قانوني حمل چاقوومواد43و45اصلاحي قانون مجازات مرتكبين قاچاق بارعايت ماده 2 الحاقي وهمچنين مواد102و105و28قانون مجازات عمومي شده است ومدعي خصوصي باتقديم دادخواست مبلغ پانصدريال بابت ضرروزيان حاصله ازجرم از موسي الرضامطالبه كرده است .پس ازجرياناتي راجع به صلاحيت دادگاه جنائي ودادگاه جنحه قوچان در رسيدگي به اتهامات موسي الرضاازنظرسن اووحل اختلاف درشعبه 8ديوان عالي كشوروتشخيص صلاحيت ديوان جنائي دررسيدگي به اتهامات متهمين دادگاه جنائي استان نهم باانجام تمام تشريفات ولازم ورسيدگي درجلسه علني ،"اتهام موسي الرضابعمل منافي عفت علني باصفيه وحمل سلاح گرم راثابت ندانسته وقانون حمل چاقوراهم درتاريخ وقوع جرم غيرقابل اجراءمعرفي و برائت متهم راازجرائم وفوق الاشعاراعلام داشته ونسبت به اتهامات ديگر موسي الرضابه مستندمندرجات پرونده وگواهي گواهان كه عده اي ازآنهاناظر قضيه بوده اندوعده اي ديگرازخودمقتول قبل ازفوت شنيده اندكه موسي الرضا باكارداورامجروح نموده است واظهارات مقتول نزدمامورژاندارم وگواهي پزشك قانوني كه علت فوت راضربه وارده باكاردتشخيص داده و گواهي نامه هاي ديگرپزشكي مربوط به مجروح شدن محمدحسين وغلامرضادرجريان نزاع واقرارمتهم به دخالت درحادثه نزاع دربازجوئي مقدماتي ونيزدرمورد اتهام حبيب اله بجعل شناسنامه وغلامرضابه معاونت بااوبه استنادنامه شماره 3951-1/3/35ادارآمارقوچان واظهارات رئيس آن اداره مبني براين كه خط رونوشت شناسنامه ازحبيب اله كارمندومسئول حوزه 12مي باشدكه به مهرآن حوزه ممهورشده است واقرارحبيب اله به صدوررونوشت شناسنامه و عدم رعايت مقررات مربوطه ورونوشتهاي پرسش نامه اداره قندوشكركه غلامرضاتسليم آن اداره كرده وقباله ازدواج موسي الرضاكه درقباله ازدواج شماره شناسنامه 41274وسال تولد1313قيدگرديده واختلاف گوئيهاي غلامرضا وحبيب اله ارتكاب متهمين رابه جرائم منتسبه محرزومدلل دانسته وبا تطبيق جرم موسي الرضاباماده 171ناظربه ماده 170وقسمت اخيرماده 266و ماده 175و105قانون مجازات عمومي وجرم حبيب اله به ماده 102وغلامرضابه ماده مزبوروماده 28قانون كيفرعمومي وبارعايت ماده 2الحاقي وماده 45 مكرردرباره موسي الرضاوماده 44و29قانون فوق الاشعاردرباره دومتهم ديگر موسي الرضارادرموضوع ايرادجرح عمدي منتهي به فوت غلامحسين به اكثريت به حبس دائم بااعمال شاقه وشركت وورودبه عنف درمنزل غيربه سه ماه حبس تاديبي وشركت درنزاع به سه ماه حبس تاديبي واستفاده ازسندمجعول به دو سال حبس مجردكه بعدازقطعيت كيفراسدقابل اجراباشدوهريك ازحبيب اله و غلامرضارابااعمال دودرجه تخفيف به دوسال حبس تاديبي محكوم نموده ودر قسمت ضرروزيان هم موسي الرضارابه تاديه مبلغ پانصدريال دروجه مدعي خصوصي محكوم كرده است ."محكوم عليهم ازمحكوميت خودوآقاي دادياردادسراي استان ازتبرئه متهم وكمي كيفردرموقع اعلام راي درخواست رسيدگي فرجامي نموده اند.شعبه نهم ديوان عالي كشوربه پرونده عمل رسيدگي وچنين راي داده است :"رسيدگي دادگاه جنائي درموردمحكوميت حبيب اله بدوسال حبس تاديبي به اتهام جعل رونوشت شناسنامه وغلامرضابه دوسال حبس تاديبي به اتهام معاونت درجعل وموسي الرضابه دوسال حبس مجردبعنوان استفاده از رونوشت مجعول ناقص است وبه دفاعات متهيمن رسيدگي نشده چه اينكه حبيب اله نزدبازپرس اظهارداشته رونوشت شناسنامه راازروي اصل شناسنامه كه نزدغلامرضابوده تهيه وبه اوتسليم كرده است وغلامرضاهم درپاسخ بازپرس دادگستري قوچان اظهارداشته شناسنامه شمار41274 قوچان تعلق به موسي الرضاپسرديگرش كه تولدوي سال 1313بوده وفوت شده داشته وچون موسي الرضاپسراخيرش كه بعدازفوت برادر متولدشده وبه همان نام موسوم گرديده ازنظرسن قانوناازدواج اوممنوع بوده ودفتررسمي ازدواج حاضربه انجام عقدازدواج نبوده شناسنامه فرزندمتوفاي خودرامورداستفاده قرار داده وباارائه به دفترازدواج درقباله نكاحيه قيدشده است وموسي الرضا نيزرونوشت شناسنامه مزبوررامتعلق به برادرمتوفاي خودمعرفي وتوضيح داده شناسنامه شماره 895-26/11/20متعلق به اوست كه درآن سال تولد1317 تعيين گرديده است بااينحال ضرورت داشته مراتب فوق الاشعارموردتوجه و رسيدگي دادگاه واقع شده وبه وسيله مقتضي رسيدگي نمايدرونوشت شناسنامه شماره 895-26/11/1320داراي اسنادسجلي بوده ياخيرواگرداراي اسنادسجلي است اسنادمزبوربنام چه شخصي تنظيم ودردفاترآمارثبت گرديده است ونيز بايستي تحقيق شده باشدحاج غلامرضاداراي پسرديگري بنام موسي الرضابوده و فوت شده ويااينكه پسرديگري به اين نام نداشته است چون درامركيفري كشف حقيقت لازم است وبه دفاع متهمين بايدتوجه شده ورسيدگي كامل بعمل آيد بخصوص درموضوع سن متهم كه موثردرمجازات ازنظركميت وكيفيت است حكم فرجامخواسته بعلت نقص دررسيدگي به اتفاق آراءشكسته مي شودورسيدگي مجددبه دادگاه جنائي مركزارجاع مي گردد.شعبه دوم دادگاه جنائي استان مركزپس ازانجام تحقيقات موردنظر ديوان عالي كشورورعايت تشريفات لازمه ورسيدگي درجلسه علني چنين راي داده است :اولاموسي الرضارادرموردحمل اسلحه گرم وداشتن چاقووارتكاب عمل منافي عفت علني وشركت درمنازعه تبرئه نموده است ولي ازلحاظ ايراد جرح عمدي منتهي به فوت وورودبه عنف به منزل غيرواستفاده ازسندمجعول با توجه به اظهارات گواهان وشهادت كساني كه ازمقتول قبل ازفوت جريان را شنيده اندوصورت مجلس معاينه جسدواظهارات اوليه متهم واظهارات غلامحسين مقتول قبل ازفوت وگزارش مامورين ژاندارمري واظهارات متهم در نزدبازپرس كه رونوشت شناسنامه مجعول متعلق به وي مي باشدبرطبق مواد171 ناظربه ماده 170و266و105قانون مجازات عمومي بارعايت ماده 2الحاقي و ماده 45مكررموسي الرضاراازجهت ايرادجرح منتهي به فوت به حبس دائم با اعمال شاقه وازلحاظ ورودبه عنف به منزل غيربه سه ماه حبس تاديبي وراجع به استفاده ازسندمجعول به دوسال حبس مجردبااجراي كيفراشدمحكوم نموده است ثانياحبيب اله باالتفات به اظهارات رئيس آماروملاحظه اسنادسجلي شناسنامه مذكوركه متعلق به حاجبه بي بي رهنمانامي بوده وخط رونوشت شناسنامه مجعول به خط حبيب اله بااقرارخوداومي باشدوغلامرضابدون ارائه اصل شناسنامه رونوشت گرفته واصل چنين شناسنامه اي موجودنيست ورونوشت اسنادارسالي اداره آمارورونوشت قباله نكاحيه ورونوشت گواهي شده نامه شماره 1401اداره قندوشكركه شماره شناسنامه واقعي موسي الرضا41274و تاريخ تولدش 1313بوده ودرشناسنامه والدين نامه موسي الرضاي ديگري قيد نشده واختلاف گوئيهاي ايشان وسايراوضاع واحوال طبق ماده 102قانون كيفر عمومي بارعايت ماده 44آن به دوسال حبس تاديبي محكوم شده است ثالثاآقاي غلامرضادرمعاونت درجعل شناسنامه شماره 895طبق مواد102و28قانون مجازات عمومي ورعايت ماده 44آن به دوسال حبس تاديبي محكوم شده است .محكوم عليهم درموقع اعلام راي بدون ذكراعتراض رسيدگي فرجامي درخواست نموده اند.شعبه نهم ديوان عالي كشوربه پرونده عمل مراجعه وبا دقت درمحتويات پرونده چنين راي داده است :برحكم فرجامخواسته درموردمحكوميت موسي الرضابه سه ماه حبس تاديبي بجرم ورودبه منزل غيرعنفاوحبس دائم بااعمال شاقه درقسمت جرح عمدي منتهي به فوت غلامحسين به وسيله كاراعتراض موثري نشده واعتراض متهم هنگام اعلام راي ووكيل مشاراليه ضمن لايحه مبني بربيگناهي متهم ايرادبنظرو خدشه دراستنباط واستدلال دادگاه است كه ماهوي محسوب وقابل اعمال نظر فرجامي نمي باشدودررسيدگي دادگاه هم ازحيث رعايت اصول دادرسي وتشخيص جرم وتطبيق باقانون وتعيين كيفرباتوجه به جريان امراشكال موثرموجب نقض درپرونده مشاهده نمي شودبنابراين حكم فرجامخواسته دراين قسمت به اتفاق آراءابرام مي گردد.ولي برحكم مزبوردرموردمحكوميت حبيب اله به اتهام جعل رونوشت شناسنامه به شماره 895بنام موسي الرضاوغلامرضابه معاونت در جعل به دوسال حبس تاديبي مستندابه ماده 102قانون مجازات عمومي و موسي الرضابه دوسال حبس مجردبه اتهام استفاده ازسندمجعول طبق ماده 105 همان قانون اشكال قانوني وارداست زيراماده 102قانون كيفرعمومي ناظربه مورداشخاصي است كه دراسنادوسجلات ودفاتروغيرآنهاازنوشتجات واوراق رسمي وغيره مرتكب جعل وتزويرشده باشنددراين موردحبيب اله دراسنادسجلي وشناسنامه جاجيه بي رهنماوموسي الرضاودفاترمربوطه مرتكب تزويري نشده است واوراق مزبوره به صحت واعتبارخودباقي است النهايه بطوري كه پرونده وكيفرخواست حاكي است ودرحكم دادگاه هم اشاره شده حبيب اله متهم است به معاونت غلامرضانوشته اي بعنوان رونوشت شناسنامه موهوم كه اصلي نداشته بنام موسي الرضابه شماره 895كه درخارج به شماره شناسنامه حاجيه بي بي تطبيق ميكرده تهيه وباتصديق به مطابقت آن بااصل موهوم به غلامرضاتسليم كه بعدامورداستفاده موسي الرضادردادگاه قرارگرفته است دراين صورت با فرض اينكه جرمي هم واقع شده باشدعمل به كيفيتي كه انجام گرفته جعل به آن معني كه عنوانامشمول عناوين مذكوره درماده 102قانون كيفرعمومي گرددنمي باشد وچون باتوجه به مراتب فوق الذكرحكم فرجامخواسته ازجهت عدم تطبيق آن با ماده استنادي وامكان انطباق آن باماده ديگرقانون جزاكه درنحوه مجازات متهمين نيزموثراست مخدوش بنظرمي رسدبه اين جهت به اكثريت آراءشكسته مي شودورسيدگي مجددبه شعبه ديگردادگاه جنائي مركزارجاع مي گردد.شعبه اول دادگاه جنائي مركزپس ازانجام تشريفات لازمه ورسيدگي در جلسه علني چنين راي داده است :دفاع حبيب اله درمحضردادگاه اين است كه ازروي شناسنامه اي كه از طرف غلامرضابه اوارائه شده رونوشت تهيه ودرنتيجه عالم به مجعوليت اصل شناسنامه نبوده است ودفاعات دومتهم ديگرنيزعبارتست ازاينكه بعلت فقدان شناسنامه موسي الرضادرمقام تهيه المثني برآمده وازحبيب اله كه متصدي آماربوده است تقاضاي صدورالمثني نموده اندواوبادستياري مخالفان آنهااقدام به صدوررونوشت مجعول نموده است وبعلاوه غلامرضاپسرديگري داشته به نام موسي الرضاكه متولد1313شمسي وصاحب شناسنامه 41274بوده است وچهارسال بعدازفوت اوخداوندپسرديگري به مشاراليه داده كه نام اورا هم موسي الرضاگذاشته است ( منظورموسي الرضامتهم است )وچون شناسنامه مذكوركه به پسردوم تخصيص داده شده مفقودگرديده درمقام اخذالمثني برآمده اندهيچيك ازاين دفاعات مسموع وموثردرمقام نيست زيراقطع نظر ازاينكه اظهارات غلامرضاوموسي الرضاراجع به تعلق شناسنامه شماره 41274 به موسي الرضاي متوفي (باتوجه به عدم ثبت واقعه فوت مشاراليه ودرج نشدن نام وي دربرگ شناسنامه غلامرضاوذكرشدن شماره همين شناسنامه دربرگ نكاحيه مربوط به موسي الرضامتهم وبرگ پرسش نامه مربوط به قندوشكر) مردودمي باشداصولابه فرض صحت ادعاءموضوع اتهام اينست كه حبيب اله بنا بردستورغلامرضابه منظوركم كردن سن موسي الرضادرمقام جعل رونوشت شناسنامه برآمده است كه اصل آن وجودخارجي نداشته وشماره آن دردفاترسجلي بنام جاجيه بي بي ثبت شده است وموسي الرضاهم سندمجعول موردبحث رادر دادگاه جنائي استان نهم مورداستفاده قرارداده است كه منتهي به صدورقرار عدم صلاحيت آن دادگاه به اعتبارصلاحيت دادگاه جنحه ازنظرصغيربودن متهم گرديده است .بنابراين باتوجه به اقرارصريح حبيب اله به اينكه رونوشت شناسنامه موردادعاي جعليت شماره 895رابه خط خودنوشته وواردنبودن ادعاي وي به اينكه آنراازروي اصل شناسنامه اي كه غلامرضابه اوداده است نوشته بنابراين اصولاچنين اصلي وجودنداشته وشماره شناسنامه هم دردفاترسجلي بنابراظهار رئيس اداره آمارقوچان ونامه آن اداره بنام حاجيه بي بي ثبت شده است وبا توجه به اظهارات غلامرضابه اينكه شناسنامه اي دردست نداشته است تاجهت تهيه رونوشت ياالمثني تسليم اداره آمارنمايدوبادرنظرگرفتن اظهارات غلامرضابه اينكه ازنماينده آمارمطالبه المثني شناسنامه پسرخود موسي الرضارانموده ورونوشت شماره 895رادريافت وبه پسرخودداده است و اقرارموسي الرضاوحكايت پرونده امرازاستفاده مشاراليه ازسندمجعول مرقوم باعلم به مجعوليت وتوجه به سايرمحتويات پرونده ،اتهام حبيب اله به جعل سندمرقوم (كه درنظردادگاه باتوجه به اينكه سندي برخلاف واقع ازطرف مرجع صلاحيتداردولتي روي كاغذرسمي وباالصاق مهردولتي تنظيم گرديده )كه جعل درسندرسمي تلقي مي گرددواتهام غلامرضابه معاونت درجعل سندمذكورو اتهام موسي الرضابه استفاده ازنوشته مرقوم محرزوباانطباق اعمال انتسابي به حبيب اله وغلامرضابه ماده 102قانون كيفرعمومي وعمل موسي الرضابه ماده 105قانون مذكورورعايت ماده 2الحاقي درموردموسي الرضا(ازنظراينكه نسبت به جرائم ديگري بنابه شرح مرقوم محكوم گرديده است )ولحاظ ماده 45 مكرردرموردمشاراليه ورعايت ماده 44قانون مزبوردرموردحبيب اله و رعايت مواد28و29قانون كيفرعمومي درموردغلامرضامتهمين نامبرده بشرح زيرمحكوم مي گردند:حبيب اله وغلامرضاهركدام به دوسال حبس تاديبي و موسي الرضابه دوسال حبس مجردكه فقط كيفراشدنسبت به موسي الرضاقابل اجرااست .محكوم عليهم بدون ذكراعتراضي درخواست رسيدگي فرجامي نموده اند.باتوجه به راي شماره 570-14/12/39شعبه نهم ديوان عالي كشوركه عمل انتسابي به متهمين رادرموردجعل رونوشت شناسنامه ازمصاديق جعل مشمول ماده 102قانون كيفرهمگاني ندانسته وملاحظه اينكه دادگاه جنائي (شعبه اول )باتطبيق عمل باهمان ماده حكم محكوميت متهمين راصادرنموده و محكوم عليهم ازهمان علل اوليه كه درحكم منقوض وجودداشته فرجامخواهي نموده اندراي اصراري بنظررسيده است .پرونده درهيئت عمومي ديوان عالي كشورطرح گرديده ودادستان كل چنين اظهارعقيده نموده است :"نسبت به اتهام حبيب اله كارمنداداره آماربجعل رونوشت شناسنامه منسوب به موسي الرضاواتهام موسي الرضاموقوم به استفاده ازسندمجعول ،نظر به اينكه بموجب مقررات ثبت احوال رونوشت مصدق شناسنامه به كيفيتي كه در اداره آمارتنظيم مي شودازجمله اسنادسجلي است وتنظيم آن برخلاف واقع ، بطوري كه درپرونده منعكس است جعل دراسنادرسمي مي باشدحكم فرجامخواسته منطبق باموازين قانوني است وعقيده به ابرام حكم دراين قسمت دارد.درخصوص اتهام غلامرضابه معاونت درقبض رونوشت شناسنامه كه حسب حكايت پرونده اين عمل منتهي به معاونت اوبه موسي الرضاپسرش درابرازو استفاده ازسندمجعول شده است چون طبق اصول قضائي وقتي عمل ابرازسندمجعول ازطرف پدرجرم محسوب نشودبطريق اولي معاونت درابرازآن جرم محسوب نخواهدشدلذاموردمشمول 124قانون مجازات عمومي است وبموجب ماده مزبور متهم قابل مجازات نيست وبنابراين عقيده به نقض بلاارجاع حكم دراين قسمت دارد

."بااستماع عقيده دادستان كل كشورهيئت عمومي ديوان عالي كشورمشاور نموده چنين راي داده اند

 

راي شماره : 6239-27/12/1342راي هيات عمومي ديوان عالي كشور

برحكم فرجامخواسته درمورد محكوميت حبيب اله .......كارمنداداره آماربه اتهام جعل رونوشت شناسنامه بنام موسي الرضاو محكوميت غلامرضا...........به اتهام معاونت درهمان جعل و محكوميت موسي الرضا....... به اتهام استفاده از همان رونوشت مجعول .اين اشكال قانوني وارد است كه ماده 102 قانون مجازات عمومي ناظربه مورد كساني است كه دراسناد ونوشتجات وسجلات دفاتروغير آنهااز نوشتجات واوراق رسمي تزويركنندودرموضوع موردبحث درپرونده (گواهي رونوشت شناسنامه بااصل بدون آنكه چنين اصلي وجودداشته باشد)در دفاترواسنادسجلي جعل و تزويري بعمل نيامده و دفاترواسنادمزبوربه صحت اعتبارخودباقي است لذا عمل حبيب الله ........كارمنداداره آماركه به تقاضاي غلامرضا.......به تهيه وگواهي رونوشت شناسنامه اي بدون اصل ويا اگراصلي داشته با رونوشت مطابقت نمي كرده مبادرت نموده است صرفاازتصديق نامه هاي خلاف واقعي محسوب است كه درمبحث دوم قانون مجازات عمومي درجعل وتزويرضمن ماده 112 قانون به آن اشاره شده است .بنا به مراتب مزبورتطبيق عمل حبيب اله......... به ماده 102 قانون مجازات عمومي وعمل موسي الرضابه ماده 105آن قانون صحيح نبوده به موجب ماده 430قانون آئين دادرسي كيفري نقض ورسيدگي مجدد به شعبه ديگردادگاه جنائي استان مركزارجاع مي شود.

 

 

 

فهرست اصلی

نمایش فید ها

هیچ آدرس خبرخوانی مشخص نشده است.

اوقات شرعي

روز :
ماه :
مراكز استان :
اذان صبح
طلوع خورشيد
اذان ظهر
غروب خورشيد
اذان مغرب